ارزش افزوده اقتصادی

در دنیای امروز هدف از سرمایه گذاری کسب سود و افزایش ثروت می باشدو برای ارزیابی انواع سرمایه گذاریها روشهای گوناگونی داریم که 4 مورد زیر از مهم ترین آنها می باشند.

1- رویکردهای حسابداری:

با سود حسابداری در ارتباط است و به همین که با سود حسابداری در ارتباط است معیار خوبی نیست زیرا صود حسابدرای می تواند توسط مدیریت از طریق هموار سازی سود دستخوش تحول گردد.

2- رویکردهای مدیریت مالی:

از مهمترین نوع معیارها capm می باشد که این نوع رویکردها مدلها را با محاسبه بازده سرمایه گذاری ومقایسه آن با نرخ بازده مورد انتظار سرمایه گذاران عملکرد واحد تجاری را مورد ارزیابی قرار می دهد.

3- رویکرد تلفیقی:

که از ترکیب دو نوع اطلاعات ،اطلاعات بازار وحسابداری به وجود آمده است. مانند نسبت ونسبت ارزش بازار داراییها به ارزش دفتری آنها.

4- رویکرد اقتصادی:

در این نوع رویکرد بیشتر مفاهیم اقتصادی مطرح است یعنی با تبدیل اطلاعات حسابداری از طریق برخی تعدیلات به اطلاعات اقتصادی این اطلاعات مبنای عملکرد شرکت قرار می گیرد که از آن جمله میتوان به معیارهای مانند ارزش افزوده اقصادی EVAاشاره نمود.که بحث ما در این مقاله میباشد.

تعریف ارزش افزوده :

ارزش افزوده ثروت ایجاد شده توسط واحد تجاری است که این ثروت حاصل کار و تلاش گروهی تمامی افراد ی است که به نوعی در واحد تجاری سهیم بوده انند.

........ + کارمندان دولت + اعتبار دهندگان + بازده حاصل از سرمایه گذاری = ارزش افزوده

صورت ارزش افزوده را براحتی می توان از صورت سود وزیان استخراج کرد: یعنی:

الف) تهیه از روی صورت سودوزیان:

RE=SR-M-DP-S-I-D-T

RE = سود تقسیم نشده (سوانباشته) DP= استهلاک S=حقوق ودسمتزد D= سود سهام پرداختی

SR=درآمد فروش I= بهره T= مالیات M= مواد وخدمات

ب) با جابجایی عوامل تشکیل دهنده بالا می توان ارزش افزوده را به دو صورت زیر تهیه نمود:

B1= ناخالص SR-M=S+I+D+T+DP+RE

B2= خالص SR-M-DP=S+I+D+T+RE

برای محاسبه ارزش افزوده اقتصادی از اقلام حسابداری تحت فرض تعهدی استفاده می شود.

درباره ارزش افزوده اقتصادی می توان گفت که اولین کسانی که به بحث در رابطه آن پرداختند:

1- اقتصادانان کلاسیک بودند که سود اقتصادی را در برابر سود حسابداری مطرح نمودند از جمله آلفرد مارشال در سال 1890 سوداقتصادی را چنین تعریف نمود:

سود اقتصادی آن چیزی است که بعد از کسر کل هزینه های سرمایه باقی می ماند که می توان را سود مدیریت ویا سود تعهد شده نیز نامید.

اقتصاددانان کلاسیک اعتقاد دارند که شرکت زمانی سودآور است که دارای سود اقتصادی مثبت باشد.

2- استرن واستوارت: در سال 1982 مفهوم EVA را به دنیا معرفی کردند. ارزش افزوده اقتصادی که بر مبنای نظریه سود اقتصادی بنا شده است که به آن سود باقی مانده هم می گویند بر این اساس است که ارزش زمانی ایجاد می شود که یک واحد تجاری بتواند تمام هزینه های سرمایه ای خود را پوشش داده و مبالغی نیز به عنوان سود یا ارزش افزوده اقتصادی داشته باشد. تفاوت اساسی سود حسابداری با سود اقتصادی در هزینه سرمایه منابع به کار رفته می باشد.

مفهوم اساسی وبنیادی ارزش افزوده اقتصادی این نیست که آیا واحد تجاری سودآور است یا خیر. بلکه این است که الف) آیا سود حسابداری برای پوشش هزینه سرمایه کافی است یا خیر؟ ب) آیا بازده سرمایه گذاری ارزشی برای شرکت ایجاد می کند یا خیر؟

ودر نتیجه این دوسوال میتوان گفت که:ارزش افزوده اقتصادی مشخص می کند که آیا سود عملیاتی برای کل هزینه های سرمایه بکار گرفته شده کفایت می کند یا خیر؟

استوارت ارزش افزوده اقتصادی را حاصل کسر هزینه سرمایه از سود خالص عملیاتی بعد از کسر مالیات در نظر می گیرد:

EVA= NOPAT –(WACC*CAPITAL(

EVA= ارزش افزوده اقتصادی

NOPAT= سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات

WACC= میانگین موزون هزینه سرمایه در دوره t

Acapital = سرمایه ابتدای دوره t

اگر eva بزرگتر از صفر باشد یعنی شرکت موفق عمل کرده و توانسته است برای سهامداران خود ایجاد ثروت نماید.

اگر eva مساوی صفر باشد شرکت صرفاً به بازدهی معادل هزینه سرمایه دست یافته است پس ارزش افزوده صفر است. اگر eva کوچکتر از صفر باشد به معنی زایل شدن ثروت سهامداران است در این مواقع عموماً سهام این گونه شرکتها به کسر فروخته می شود.

ارزش شرکت وبازهای سه گانه مدیران

ارزش کل شرکت از سه عنصر زیر تشکیل می شود:

الف) سرمایه بکار گرفته شده در دارایی های موجود

ب) ارزش فعلی ارزش افزوده اقتصادی ناشی از دارائیهای موجود

ج) ارزش فعلی ارزش افزوده اقتصادی ناشی از سرمایه گذاریهای آینده

بطور کلی مدیران عموماً برای افزایش ارزش شرکت که ارزش اقتصادی استفاده می کنند وباتوجه به اینکه ارزش افزوده اقتصادی نیز با وجود برتری بر سود حسابداری با به کارگیری ترفندهایی از سوی مدیران، به تخریب ارزش شرکت می انجامد.

بازیهای سه گانه مدیران:

اگر ارزش افزوده اقتصادی یک معیار برای ارزیابی مدیران مورد استفاده قرار می گیرد این امکان وجود دارد که مدیران ضمن اینکه ارزش افزوده های مورد انتظار را ایجاد می کنند همزمان ارزش شرکت را تخریب کنند.(تضاد بین EVA وارزش شرکت)

بازی سرمایه بکار گرفته شده

در معادله ارزش شرکت (که قبلاً گفته شده) هم سرمایه بکار گرفه شده وهم ارزش فعلی ارزش افزودهای اقتصادی این سرمایگذاریها، به میزان سرمایه حساس هستند. اگر سرمایه بکار رفته در دارایی های موجود کاهش یابد ودرا»دهای عملیاتی ثابت بماند، اولین عنصر معادله ی ارزش شرکت، یعنی سرمایه،کااهش می یابد، ولی ارزش فعلی ارزش افزوده های اقتصادی، متناسب با این کاهش ،افزایش می یابد.

بازرشدهای آینده:

همانطوریکه قبلاً گفته شده است ارزش یک شرکت ارزش دارائیهای موجود وفرصت های رشد آینده آن ناشی می شود. زمانی که مدیران براساس ارزش افزودهای اقتصادی جاری یا تغییرات سال به سال ارزش افزوده های اقتصادی قضاوت می شوند، ارزش افزوده های اقتصاد دارایی های موجود شرکت ملاک عمل قرار می گیرد. بنابراین ممکن است مدیران بین ارزش افزوده های اقتصادی با مبالغ زیاد ناشی از دارائیهای موجود وفرصت های رشد آینده «بده بستان» انجام دهند.

بازی انتقال ریسک:

یک شرکت می تواند از طریق سرمایه گذاری در پروژه هایی که ریسک عملیاتی وهزینه های سرمایه را افزایش می دهند ارزش افزوده اقتصادی شرکت را افزایش دهد ولی ارزش کل شرکت را پایین بیاورد.

مالیات برارزش افزوده:

در سالهای پس از جنگ جهانی دوم فردی آلمانی به قو- زیمنس جهت ایجاد درآمد برای دولت ونیز بازسازی کشور طرح مالیات ارزش افزوده را ارائه داد. اما این فرانسه بود که بعنوان اولین کشور ،موفق گردید در سال 1954 نظام مالیات افزوده را راه اندازی نماید. وتا سال 1986 ایننظام مالیاتی را بصورت کامل اجرا نمود. دانمارک، آلمان غربی(1968) ،بلژیک،ایرلند.

تعریف مالیات بر ارزش افزوده

مالیات ارزش افزوده نوعی مالیات غیر مستقیم مصرف « مالاً هزینه» است که بطور غیر انباشته به کلیه مراحل تولید وتوزیع مخصوص کالا وخدمات تعلق می گیرد. بعبارت دیگر «مالیات ارزش افزوده مالیاتی است که از تفاوت ارزش کالا وخدمات در مقاطع مبادله ی تا مصرف نهایی وضع می شود وتوسط فروشنده هر مرحله ............................ و یا به حساب دولت واریز می شود

علل اخذ مالیات ارزش افزوده

محاسن وعلل اخذ مالیات عبارتنداز:

درآمد دولت: واقعیت امر این است که دولتها فقط بعلت درآمدزایی تمایلی به اخذ مالیات ندارند واگر این بخش وجود نداشت شاید دولتها ازسایر خواص مالیاتی ها صرفنظر می کردند وبه صور دیگری دست به اقداماتی می زدند.

وجودسازوکار کنترل متقابل: در مالیات ارزش افزوده مودیان مالیاتی همانند زنجیره ای به همدیگر پیوسته اند. اگر فرضاً یک مودی مالیاتی نخواهد اظهارنامه بدهد مودی بود از آن با دادن اظهارنامه مشخص می کند ومی توان خطای اولی را گرفت.

سهولت کنترل وحسابرسی باتوجه به فرم بندی اخذ این مالیات در شکل کامل ونهایی خود وباتوجه به توضیحات بند 2 علی الخصوص اگرنظام تک فرض رواج داشته باشد رسیدگی وحسابرسی مالیاتی مودیان در این روش بسیار است.

تحول در نظام مالیاتی: اساساً بط وترویج مالیات ارزش افزوده به خودی خود تحول نظام مالیاتی تلقی می شود. حال آنکه خود این مالیات برسایر مالیاتها به خصوص مالیات فروش ومالیات درآمد تأثیر مستقیم دارد.

تغییر الگوی مصرف: از آنجا که در نهایت مالیات ارزش افزوده از مصرف کننده آخر(نهایی) گرفته می شود لذا این نوع مالیات می تواند ابزاری جهت سمت وسو دادن به الگوی مصرف آحاد جامعه باشد که به واسطه آن می توان بخشی از مصرف را با بالا بردن نرخ مالیات تحریم نمود یا بخش دیگری مثل صادرات را با اعمال نرخ صفر یا معافیت تشویق کرد.

سهولت در ورود به قراردادهای بین المللی: گاهی یکی از شرکاهای ورود به قراردادهای جهانی داشتن نظام مالیات ارزش افزوده است. از آن جمله جامعه اروپا را می توان نام برد.

روشهای اخذ مالیات ارزش افزوده:

شاید بتوان گفت مالیات ارزش افزوده بیش ترین وابستگی را به نظام خود اظهاری مالیاتها دارد. لذا فرهنگ مالیاتی درآن بسیار موثر می باشد لذا باید شکلی جهت ایجاد این نظام رایج گردد که در نهایت سادگی وسهولت مودیان مالیاتی هم از آن آگاهی می یابند وهم بتوانند به آن عمل نمایند:

اصولاً در دنیا 4 روش جهت محاسبه مالیات ارزش افزوده مطرح است عبارتنداز:

نرخ مالیات × دستمزد+ مرخ مالیات ×سود + ....

در این روش نرخ مالیاتی در تک تک درون داده ها ضرب می شود ودر پایان با جمع تمام این ارقام میزان مالیات ارزش افزوده محاسبه می شود این روش هم زمانبر وهم بعضاً امکان محاسبه ی دقیق میزان دستمزد یا سود وغیره خیلی عملی نیست.

نرخ مالیات ×(دستمزد +سود+....)

این روش همان روش اول است با این تفاوت که درون داده ها ابتدائاً جمع می شود وسپس مالیات ارزش افزوده با اعمال نرخ محاسبه می شود.

نرخ مالیات×(خروجی ها – ورودیها)

این همان روش دومی است که قبلاً برای محاسبه ی مالیات ارزش افزوده گفته شده در واقع با اعمال نرخ به تفاوت داده ها وستاده ها محاسبه می شود و در عمل تنها مشکل آن این است که سوی حین محاسبه سمت چپ معادله امکان سردرگمی برایش وجود دارد. این روش به مراتب از 2 روش اول اجرایی تر است.

نرخ مالیاتی× خروجی ها(فروش) نرخ مالیاتی×ورودیها(خرید)

این روش فارغ از هر محاسبه ی دیگر مالیات ارزش افزوده های مودی مالیاتی را برای هر فروش وهر خرید با اعمال ضریب مالیاتی محاسبه نماید

ارسال کننده این متن: آقای جسور * استاد دانشگاه *