نکات همه و دانستنی برای حسابداران محترم.....
شرايط نشاندهنده تحريف احتمالي در بندهاي 39 و 40 درج شده است.
•تحميل مهلت زماني غيرواقع بينانه توسط مديريت براي تكميل حسابرسي.
•بيميلي مديريت نسبت به گزارشگري صادقانه به اشخاص ثالث ذيربط، مانند مراجع نظارتي و بانكها.
•تحميل محدوديت در دامنه كار حسابرسي توسط مديريت.
•شناسايي موضوعات با اهميتي كه پيشتر توسط مديريت افشا نشده است.
•اقلام عمدهاي از حسابها كه حسابرسي آن مشكل است.
•پافشاري غيرمنطقي در بكارگيري استانداردهاي حسابداري.
•شواهد متضاد ناكافي ارائه شده توسط مديران يا كاركنان.
•شواهد كتبي غيرعادي مانند تغييرات دستي در مستندات يا تهيه مستندات دستي در جايي كه اين مستندات معمولا توسط دستگاههاي الكترونيكي تهيه ميشود.
•ارائه اطلاعات با اكراه يا تاخير غيرمنطقي.
•سوابق حسابداري كاملا ناقص يا ناكافي.
•معاملات بدون شواهد كافي و معتبر.
•معاملات غيرعادي از لحاظ ماهيت، اندازه يا پيچيدگي، بهويژه اگر در اواخر سال مالي روي داده باشد.
•معاملاتي كه طبق مجوز كلي يا خاص مديران ثبت نشده است.
•مغايرات عمده بين حسابهاي كل و حسابهاي معين يا بين شمارش فيزيكي موجوديها و سوابق حسابداري مربوط كه به موقع و به نحو مناسب مورد بررسي و اصلاح قرار نگرفته است.
•كنترل ناكافيبر پردازش رايانهاي (براي مثال، اشتباهات يا تاخيرهاي زياد در پردازشگري).
•تفاوتهاي عمده بين نتايج واقعي و نتايج مورد انتظار بهدست آمده از بررسيهاي تحليلي.
•دريافت پاسخ تاييديهها بهمراتب كمتر از ميزان مورد انتظار يا مشخص شدن مغايرات عمده برمبناي تاييديههاي دريافتي.
•شواهد نشاندهنده ريخت و پاش بيش از حد در سطح زندگي مديران يا كاركنان.
• حسابهاي معلق سنواتي.
•مانده حسابها و اسناد دريافتني كه مدت زيادي از سررسيد آن گذشته است.
هدف حسابدار در مقابل تقلب
هدف اين بخش، ارائه استانداردها و راهنماييهاي لازم درباره مسئوليت حسابرس در ارتباط با تقلب و اشتباه در حسابرسي صورتهاي مالي است. اگرچه محور اين استاندارد، مسئوليت حسابرس درباره تقلب و اشتباه است، اما مسئوليت اصلي پيشگيري و كشف تقلب و اشتباه به عهده مديريت واحد مورد رسيدگي ميباشد.
فهرست مطالب :
تقلب و اشتباه و ويژگيهاي آنها
مسئوليت مديريت
محدوديتهاي ذاتي حسابرسي
ترديد حرفهاي
بحثهاي برنامهريزي
پرس و جو از مديريت
خطر حسابرسي
خطر ذاتي و خطر كنترل
خطر عدم كشف
روشهاي لازم در شرايط احتمال وجود تحريف
بررسي ارتباط تحريف شناسايي شده با تقلب
ارزيابي تحريف و اثر آن بر گزارش حسابرس
تاييديه مديريت
اطلاع رساني
مطلع نمودن مديران اجرايي از تحريفهاي ناشي از اشتباه
مطلع كردن هيئت مديره از نقاط ضعف با اهميت در كنترل داخلي
اطلاع به مقامات ذيصلاح قانوني و اجرايي
عدم امكان تكميل كار توسط حسابرس
اطلاع رساني به حسابرس جانشين
سخن اول
حسابرس بايد به منظور شناسايي احتمال وجود شرايطي كه ممكن است باعث تحريف با اهميت در صورتهاي مالي شود، حسابرسي را با نگرش ترديد حرفهاي برنامهريزي و اجرا كند.
نگرش ترديد حرفهاي به اين معناست كه حسابرس اعتبار شواهد حسابرسي كسب شده را با ديدي منتقدانه، يعني با ذهني پرسشگر ارزيابي ميكند و نسبت به شواهد حسابرسي كه قابليت اعتماد مستندات يا تاييديه مديران را رد يا مورد ترديد قرار ميدهد، هوشيار است. براي مثال، نگرش ترديد حرفهاي در طول فرايند حسابرسي براي حسابرس لازم است تا خطر ناديده گرفتن شرايط مشكوك، تعميم نابجاي يافتههاي حسابرسي و كاربرد مفروضات نادرست در تعيين ماهيت، زمانبندي اجرا و حدود روشهاي حسابرسي و ارزيابي نتايج حاصل از آن كاهش يابد.
حسابرس در برنامهريزي و اجراي حسابرسي نه فرض ميكند مديريت درستكار نيست و نه درستكاري بدون چون و چراي آنان را فرض ميكند. از اين رو، تاييديه مديران جايگزين كسب شواهد حسابرسي مناسب و كافي براي نتيجهگيري معقول به عنوان مبناي اظهارنظر حسابرس نميباشد
قرداد حسابرسی
. هدف اين بخش، ارائه استانداردها و راهنماييهاي لازم در موارد زير است:
الف) توافق حسابرس با صاحبكار درباره شرايط انجام كار.
ب ) چگونگي برخورد حسابرس با درخواست صاحبكار درباره تغيير خدمت حسابرس از حسابرسي به خدمتي با سطح اطمينان پايينتر.
2 . حسابرس و صاحبكار بايد در مورد شرايط كار حسابرسي توافق كنند . شرايط مورد توافق در قرارداد حسابرسي يا به شكل مناسب ديگري مستند ميشود.
3 . اين استاندارد به منظور كمك به حسابرس در تهيه و تنظيم قراردادهاي مربوط به حسابرسي صورتهاي مالي ارائه ميشود. ضوابط ارائه شده در اين استاندارد در مورد خدمات مرتبط حسابرسي (يعني، بررسي اجمالي صورتهاي مالي، اجراي روشهاي توافقي رسيدگي به اطلاعات مالي يا تنظيم اطلاعات مالي) نيز كاربرد دارد. در مواردي هم كه هدف و دامنه كار به موجب قوانين و مقررات مربوط مشخص شده است يا خدماتي چون مشاوره مالياتي، حسابداري و مديريت ارائه ميشود، تنظيم قراردادهاي جداگانه ضروري است.
قرارداد حسابرسي
4 . تنظيم قرارداد حسابرسي پيش از شروع كار، هم به نفع صاحبكار و هم به نفع حسابرس است؛ زيرا، از هرگونه برداشت نادرست از كار جلوگيري ميكند. قرارداد حسابرسي كه حسابرس براي صاحبكار ميفرستد، پذيرش كار، هدف و دامنه حسابرسي، حدود مسئوليت حسابرس نسبت به صاحبكار و شكل گزارشهايي را كه ارائه خواهد داد، مشخص و مستند ميكند.
نكات اساسي قرارداد حسابرسي
5 . شكل و محتواي قرارداد حسابرسي ممكن است براي صاحبكاران مختلف، متفاوت باشد؛اما، هر قرارداد حسابرسي موارد زير را دربر ميگيرد:
. هدف از حسابرسي صورتهاي مالي.
. مسئوليت مديريت نسبت به صورتهاي مالي.
. دامنه حسابرسي، از جمله اشاره به اصول و ضوابط انجام كار و همچنين قوانين و مقررات مربوط.
. شكل هرگونه گزارش اعلام نتايج كار و تاريخ تقريبي ارائه آن.
. تذكر اين واقعيت كه به دليل انجام رسيدگيها بر مبناي نمونهگيري و ساير محدوديتهاي ذاتي حسابرسي و همچنين، محدوديتهاي ذاتي هر سيستم حسابداري و كنترل داخلي، اين خطر اجتنابناپذير وجود دارد كه برخي اشتباهات و يا تحريفهاي با اهميت در صورتهاي مالي، كشف نشده باقي بماند.
. امكان دسترسي بدون محدوديت حسابرس به هرگونه سند، مدرك و ساير اطلاعات موردنياز درارتباط با كار حسابرسي.
. چگونگي و ترتيب برنامهريزي حسابرسي.
. تاييديههايي كه حسابرس بايد درباره اطلاعات ارائه شده در مورد حسابرسي، از مديريت دريافت كند (تاييديه مديران).
. امضاي قرارداد توسط صاحبكار به عنوان پذيرش و تاييد كتبي شرايط قرارداد حسابرسي.
. مشخص كردن ساير گزارشهايي كه در نظر است به صاحبكار ارائه شود.
. حقالزحمه حسابرسي، مباني محاسبه آن و ترتيب ارسال و پرداخت صورتحسابها.
6 . در موارد مقتضي، نكات زير نيز ميتواند در قرارداد حسابرسي درج شود:
. چگونگي و ترتيب استفاده از خدمات ساير حسابرسان يا كارشناسان در برخي از زمينههاي حسابرسي.
. چگونگي و ترتيب استفاده از خدمات حسابرسان داخلي و ساير كاركنان واحد مورد رسيدگي درجهت انجام كار حسابرسي.
. چگونگي و ترتيب هرگونه ارتباط با حسابرس قبلي در حسابرسي نخستين.
. اشاره به هرگونه توافق ديگري كه بين حسابرس و صاحبكار به عمل آمده است.
نمونه قرارداد حسابرسي در پيوست اين استاندارد ارائه شده است.
حسابرسي اجزاي واحد مورد رسيدگي
7 . هنگامي كه حسابرس واحد مورد رسيدگي، حسابرسي شركتهاي فرعي، شعب يا قسمتهاي آن (يعني، اجزاي تشكيل دهنده واحد مورد رسيدگي) را نيز به عهده دارد بايدبا در نظر گرفتن عوامل زير درباره تنظيم قرارداد حسابرسي جداگانه براي هريك از اجزاي واحد مورد رسيدگي تصميمگيري كند:
. منصوب كننده حسابرس هريك از اجزاي واحد مورد رسيدگي.
. لزوم ارائه گزارش جداگانه براي هريك از آنها.
. الزامات قانوني.
. حدود و ميزان هرگونه كار انجام شده توسط حسابرسان ديگر.
. ميزان مالكيت واحد مورد رسيدگي در هريك از اجزاي آن.
. ميزان استقلال مديريت هريك از اجزاي واحد مورد رسيدگي.
حسابرسيهاي بعدي
8 .حسابرس در حسابرسيهاي بعدي بايد با در نظر گرفتن وضعيت موجود، نسبت به ضرورت تجديدنظر در شرايط قرارداد حسابرسي، تصميمگيري كند.
9 . عواملي كه ممكن است تجديدنظر در مفاد قرارداد حسابرسي را ايجاب كند، شامل موارد زير است:
. هرگونه نشانهاي از برداشت نادرست صاحبكار از هدف و دامنه حسابرسي.
. هرگونه تجديدنظر در شرايط قرارداد يا گنجانيدن شرايط جديدي در آن.
. تغيير در مديريت ارشد، هيات مديره يا مالكيت واحد مورد رسيدگي.
. هرگونه تغيير عمده در موضوع، نوع يا حجم فعاليت واحد مورد رسيدگي.
. الزامـات قانونـي.
هرگونه تغيير در مفاد قرارداد بايد با تاييد كتبي واحد مورد رسيدگي انجام شود.
تغيير در نوع خدمت حسابرس
10 . در مواردي كه پيش از تكميل كار از حسابرس خواسته ميشود، خدمت خود را به كاري با سطح اطمينان پايينتر تغيير دهد، حسابرس بايد نسبت به درست بودن يا نبودن پذيرش درخواست مزبور تصميمگيري كند . در مواردي كه حسابرس طبق قوانين و مقررات به اين سمت منصوب شده باشد، تغيير مزبور امكانپذير نيست.
11 . درخواست واحد اقتصادي از حسابرس براي تغيير نوع خدمت ميتواند به هريك از دلايل زير باشد:
الف - تغيير در نياز به خدمت درخواستي.
ب - برداشت نادرست واحد اقتصادي از ماهيت حسابرسي يا خدمات مرتبط مورد درخواست.
پ - محدوديت ايجاد شده در دامنه رسيدگي اعم از آن كه توسط واحد مورد رسيدگي تحميل شده يا بر اثر شرايط موجود پديد آمده باشد.
حسابرس بايد دليل ارائه شده براي درخواست مزبور، به ويژه آثار هرگونه محدوديت در دامنه حسابرسي را به دقت بررسي كند.
12 .تغيير در نياز به خدمات درخواستي و برداشت نادرست واحد مورد رسيدگي از ماهيت خدمات مورد درخواست اوليه، معمولا دليلي منطقي براي درخواست تغيير نوع خدمت محسوب ميشود. برعكس، چنانچه به نظر رسد درخواست تغيير در نوع خدمت به دليل نادرستي، نقص يا رضايتبخش نبودن اطلاعات واحد مورد رسيدگي است، چنين دلايلي منطقي نخواهد بود.
13 . حسابرس مستقلي كه انجام حسابرسي صورتهاي مالي را طبق استانداردهاي حسابرسي پذيرفته است، پيش از پذيرش تغيير كار حسابرسي به يكي از خدمات مرتبط بايد آثار حقوقي و پيامدهاي قراردادي اين تغيير را نيز ارزيابي كند.
14 . اگر حسابرس به اين نتيجه برسد كه توجيهي منطقي براي تغيير نوع خدمت وجود دارد و در صورتي كه كارهاي انجام شده وي با استانداردهاي حسابرسي مربوط به خدمت جديد منطبق باشد، گزارشي متناسب با شرايط خدمت جديد صادر خواهد كرد. براي جلوگيري از سردرگمي استفادهكنندگان، گزارش مزبور به موارد زير اشارهاي نخواهد داشت:
الف ) خدمت مورد توافق قبلي.
ب ) هرگونه روش حسابرسي كه براي ارائه خدمت قبلي انجام شده است؛ مگر آن كه خدمت حسابرس به اجراي روشهاي رسيدگي مورد توافق تغيير يافته باشد كه در اين صورت، ذكر روشهاي اجرا شده، بخشي از گزارش است.
15 . در مواردي كه نوع خدمت تغيير مييابد، حسابرس و صاحبكار بايد درباره شرايط قرارداد جديد توافق كنند.
16 .حسابرس در مواردي كه توجيهي منطقي براي تغيير نوع خدمت وجود ندارد نبايد با تغيير درخواستي موافقت كند. مثالي در اين زمينه، موردي است كه حسابرس در اجراي حسابرسي صورتهاي مالي نتوانسته باشد شواهد كافي و قابل قبولي را براي اثبات مطالبات واحد مورد رسيدگي بدست آورد
و واحد مورد رسيدگي به منظور پيشگيري از صدور گزارش مشروط يا عدم اظهارنظر، درخواست تغيير خدمت از حسابرسي به بررسي اجمالي صورتهاي مالي ميكند.
17 .چنانچه حسابرس نتواند با انجام آن تغيير مورد درخواست صاحبكار موافقت كند و اجازه نيابد كه خدمت مورد قرارداد را به پايان رساند بايد از انجام آن كار كنارهگيري كند و درباره اين كه آيا به موجب قرارداد، قوانين و مقررات، آيين رفتار حرفهاي يا الزامات ديگر مكلف به گزارش دلايل كنارهگيري خود به هيات مديره، صاحبان سرمايه يا ديگران ميباشد يا نه، تصميمگيري كند.
تاريخ اجرا
18 . اين بخش براي حسابرسي صورتهاي مالي كه دوره مالي آن منتهي به 29 اسفند 1378 يا پس از آن ميباشد، لازمالاجراست.
سخن دوم
يکي از اصول مهم در امر مالي ( حسابداري ) نظارت و کنترل هاي داخلي هر موسسه مي باشد و حسابرس نيز وظيفه دارد
اين کنترل ها را براساس استانداردها پي گيري نموده و صحت آنرا گزارش نمايد ، سياستها و روشهاي کنترل کيفيت
بايد هم در سطح موسسه حسابرسي و هم در هر کار حسابرسي اعمال شود
استانداردهای حسابداری
اعتبار بخشی به اطلاعات مالی از وظایف رشته حسابداری است، نظارت بر تدوین استانداردهای حسابداری، سفارش تدوین استانداردهای مورد نیاز و افشای اطلاعات اضافی در صورتهای مالی از جمله وظایف بازار سرمایه است.بنابراین میتوان گفت حسابداری زبان اقتصاد است در این راستا اصول حسابداری که پایه استوار نظم و صحت عملیات است جز لاینفک علوم است.
فهرست استانداردهای حسابداری :
۱ - مبنای تهیه استانداردهای حسابداری
۲ - دامنه کاربرد استانداردهای حسابداری
۳ - تهیه و ارائه صورتهای مالی
۴ - انحراف از استانداردهای حسابداری
۵ - سایر موارد
استانداردهاي حسابداري بر مبناي مفاهيم نظري گزارشگري مالي تدوين گرديده است...
نحوه ارائه صورتهای مالی
هدف اين استاندارد تجويز مبنايي براي ارائه صورتهاي مالي با مقاصد عمومي يك واحد تجاري به منظور حصول اطمينان از قابليت مقايسه با صورتهاي مالي دورههاي قبل آن واحد و با صورتهاي مالي ساير واحدهاي تجاري ميباشد. براي دستيابي به اين هدف، در اين استاندارد ملاحظات كلي درخصوص نحوه ارائه صورتهاي مالي، رهنمودهايي درباره ساختار آنها و حداقل الزامات درخصوص محتواي صورتهاي مالي ارائه شده است.
فهرست مطالب :
۱ - دامنه کاربرد
۲ - هدف صورتهای مالی
۳- مسئولیت صورتهای مالی
۴ - اجزای صورتهای مالی
۵ - ملاحضات کلی
اینم قسمت دوم
۱ - ارائه مطلوب و رعایت استانداردهای حسابداری
۲ - رویه حسابداری
۳ - تداوم فعالیت
۴ - مبنای تعهدی
۵ - ثبات رویه در نحوه ارائه
۶ - اهمیت و تجمیع
۷ - تهاتر
۸ - اطلاعات مقایسه ای
اینم قسمت سوم صورت محتوا
براساس اين استاندارد، برخي اطلاعات مشخصاً در صورتهاي مالي اساسي و برخي ديگر حسب مورد در صورتهاي مالي اساسي يا در يادداشتهاي توضيحي افشا ميشود...
فهرست مطالب :
تشخیص صورتهای مالی
دوره گزارشگری
به موقع بودن
اینم قسمت چهارم ترازنامه
ممكن است به موجب ساير استانداردهاي حسابداري، ارائه اقلام اصلي و جمعهاي فرعي ديگري در ترازنامه الزامي باشد يا براي ارائه وضعيت مالي واحد تجاري به نحو مطلوب ضرورت داشته باشد .
اطلاعاتی که در ترازنامه ارائه می شود
الف . داراييهاي ثابت مشهود ،
ب . داراييهاي نامشهود ،
ج . سرمايهگذاريها ،
د . موجودي مواد و كالا ،
ه . حسابها و اسناد دريافتني تجاري و ساير حسابهاو اسناد دريافتني ،
و . موجودي نقد ،
ز . حسابها و اسناد پرداختني تجاري و ساير حسابها و اسناد پرداختني ،
ح . ذخيره ماليات ،
ط . ذخيره مزاياي پايان خدمت كاركنان ،
ي . بدهيهاي بلندمدت ،
ك . سهم اقليت ، و
ل . سرمايه و اندوختهها.
اطلاعاتی که در تراز نامه یا در یادداشتهای توضیحی اضافه می شود.
مواردی که واحد های تجاری باید در نرازنامه یا یادداشتهای توضیحی اضافه کنند .
آشنای با مراجع مهم حسابداری جهان
فدراسيون بينالمللي حسابداران IFAC
فدراسيون بين المللي حسابداران در عرصه هاي زير استاندارد تدوين مي کند:
_ استانداردهاي بينالمللي حسابرسي، اعتباردهي و خدمات وابسته،
_ استانداردهاي بين المللي کنترل کيفيت،
_ آيين بين المللي رفتار حرفه اي،
_ استانداردهاي بين المللي آموزش،
_ استانداردهاي بين المللي حسابداري بخش عمومي.
انجمن حسابداران رسمي امريکا AICPA
سابقه تشکيل انجمن حسابداران رسمي امريکا به سال 1887 برمي گردد که جامعه حسابداران عمومي امريکا AAPA پايه ريزي شد. در سال 1916 که تعداد اعضا به 1150 نفر مي رسيد، جامعه به انجمن حسابداران عمومي IPAتغيير نام داد. در سال 1917 نام انجمن به انجمن حسابداران امريکاAIP تغيير يافت و %D
با سلام خدمت دوستان,برای ارتباط با من می توانید ایمیل بزنید rasool_hesab@yahoo.com